X
تبلیغات
رایتل

به تارنمای محمد آقایی خوش آمدید

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى

کی گفتمت...؟؟؟!!!

(....


کی گفتمت که خشتِ سرا   از  طلا مکن؟

گفتم  سرای  خلق،  چو   ویرانه ها  مکن

 

کی گفتمت مرو تو  به سوی مراد خویش؟

گفتم  که له مراد   کسی  زیر  پا    مکن

 

کی گفتمت که دور ز عیش و سرورباش؟

گفتم  سرور و عیش کسی را عزا   مکن

 

کی گفتمت  که نام  خدا  بر زبان  مبر؟

گفتم جفا به  خلق  به نا م  خدا  مکن


....)

تاریخ ارسال: چهارشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 05:25 ب.ظ | نویسنده: محمد آقایی | چاپ مطلب
نظرات (11)
چهارشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1390 07:52 ب.ظ
س
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آفرین آفرین بسیار به جا بود.
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 11:39 ق.ظ
سیاه چشم مردادی(الهه)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آره آقا محمد حدست درست بود
پاسخ:
انشالله که ختم به خیر بشه...
بی خبرمون نذار...
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 01:11 ب.ظ
نگین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آخی ی ی...چه قشنگ بود...
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 01:05 ق.ظ
بهار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
این وبتون هم لینک شد!
پاسخ:
علیک سلام
ممنون
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 11:29 ق.ظ
مجید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز وب سایت خوبی داری
موفق باشید

خوشحال می شم به منم سری بزنید

راستی با تبادل لینک موافقید؟
اگر موافقید منو با اسم

" بست تو فان "

لینک کنید خبرم کنید تا منم شما رو با نام دلخواهتون لینک کنم
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 08:23 ب.ظ
الی
امتیاز: 0 0
لینک نظر

گفتم:خدایا از همه دلگیرم ،
گفت:حتی از من؟
گفتم:خدایا دلم را ربودند!
گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری!
......گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم!
گفت:پس من؟؟
گفتم:خدایا کمک خواستم!
گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم!
گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من!!
گفت:من توام،تو من
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1390 12:58 ق.ظ
دختر شمال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این تیکه ش از همه قشنگ تر بود : گفتم جفا به خلق به نا م خدا مکن...............
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1390 05:12 ب.ظ
Elnaz
امتیاز: 0 0
لینک نظر
و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسیددیگر نه قطاری بود و نه مسافری .
پاسخ:
...
ولی سوزنبان پیر مثل همیشه نا امید نشد و منتظر ماند
منتظر آن کسی که مطمئن بود می آید...
و زمزمه میکرد: (( او خواهد آمد، او خواهد آمد... ))
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1390 05:17 ب.ظ
سحر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ..
گفتم جفا به خلق بنام خدا مکن ..
چه صبری داره خدا ..
پاسخ:
سلام...
دقیقاً...
و چه رویی داریم ما آدما که از این همه صبر خدا سواستفاده می کنیم....
سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1390 12:52 ق.ظ
س
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام پیوند روزانه امو دیدی؟ تو هم صداقتی! ببین
پاسخ:
سلام
بله.... به وبلاگتون سر زدم و دیدم.
.
.
.
.
دیدم وبلاگم بوی گلاب گرفته، حدس زدم که شما اومدید و کامنت گذاشتید.
حدسم درست بود...
سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1390 09:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد