چرا باید همیشه مطلبی نوشته شود یا گفته شود تا کسی ببیند دریای متلاطم زندگی کسی را...
چرا باید همیشه یکنفر برنده باشد و یکنفر بازنده...
چرا باید عده ای آرزوی بهشت کنند وقتی در دنیا در جهنمند؛ عده ای آرزوی بهشت کنند وقتی در دنیا در بهشتند...
سکوتم را به باران هدیه کردم
وجودم را به دریا هدیه کردم
شکستم، تو ندیدی تکه هایم
برایت روز و شبها گریه کردم
پاورقی نامه:
توی چشمهایت تصویر خودم را دیدم
تصور کردم که آن تصویر از قلبت آمده
بیچاره دلم مثل کودکی که پدر فقیرش به او قول دوچرخه می دهد، آرزوی برآورده شدن آرزویم را دارد
شگفتا که شگفتی نیست و عجب نیست!
همانگونه که جای هیچ گله و نگرانی نیست و زلزله ای هم در کار نیست و بخت و اقبال ما را نیز نیازی به تعریف نیست...
با سوئیت 30متری و رهن 15میلیونی دیگر نایی برای عاشقی نیست.
ضرر دهی جایگاههای سوخت گازی را در بهار، عین شکوفایی است.
مسئول ناپیدای شغل یابی " مرد نامرئی " است.
تخیل ها و حرفهای برخی عیناً " ژول ورنی " است.
در خواستگاری ها دیگر خبری از عروس با سینی چایی نیست، کافی شاپ و قهوه براه، چایی نیازی نیست.
همانگونه که گاهی مربی بر نیمکت نیازی نیست، دعوای سیاسیون مثل دعوای زوجین جدی نیست.
جراح را با دفترچه بیمه ات کاری نیست.
جز دوری یار و به عقد دیگری درآوردنش ما را ملالی نیست.
آری؛ شگفتی نیست، عجب نیست.
تا گرانی هست، حجله بر داماد روا نیست.
تا دلت خواهد جوان ناکام بسیار ست.
عربده های اراذل و الافین عزیز گوشخراش ست.
جالب است که دانشگاه را با آرایشگاه پسوند " گاه " شبیه سازست.
عجب نیست که مهریه و شهریه هر دو گاهی اقساطی ست.
خلاصه هرچی می گردیم جای هیچ شگفتی نیست.
پاورقی نامه:
از یه جوان بی پول، گفتن اراجیف فوق دور از ذهن نیست...!!!
ماجرایی پیش اومد که الان احساس میکنم هیچ فرقی با یک مخترع بزرگ
ندارم.
موضوع از این قراره:
مدتی بود سرعت اینترنتم اومده بود پایین، گاهی وقتا هم وسط دانلود یا
آپلود اینترنتم قطع میشد.اینقدر نسبت به قطع شدن اینترنت یا پایین بودن سرعت حساسم
که راضیم ماهانه ده برابر پول بدم ولی اینترنتم اشکالی پیدا نکنه.
این شد که حدس زدند نکنه مشکل از کابل کشی خط تلفنم باشه...
منم روز جمعه با بابام دست به کارشدم و تمامی خطوط تلفن داخلی را عوض کردم.البته تمامی ارتباطات داخلی تلفن و اینترنت ساختمان را با کمترین لوازم تغییر دادم.
شاید باور نکنید ولی من عجیب و غریب ترین کارهای تاریخ اینترنت را انجام دادم. و این کارهای عجیب و غریب اینه:
1- از کابل آنتن تلویزیون برای کابل اینترنت استفاده کردم....!!!!!!
2- از چسب برق به جای سوکت اتصال اینترنت استفاده کردن....!!!!!!
مطمئنم الان میگید دارم خالی میبندم ولی به خدا همه این کارها را کردم
و با کمال تعجب دیدم هم سرعت اینترنتم به حالت عادی و خوبش برگشت و هم دیگه مشکل
قطعی ندارم...!!!!!!!!
کی باور میکنه کابل آنتن کارکنه یا چسب برق کار سوکت اینترنت را انجام بده.
مگه باید به یه نفر جایزه نوبل بدند یا توی جشنواره خوارزمی لوح تقدیر بدند تا به عنوان یه مخترع بزرگ بشناسندش...!!!!
به خدا اگه زکریای رازی و الکساندرگراهام بل و ابوریحان بیرونی و
..... امروز زنده بودند به من افتخار میکردند...!!!!
پاورقی نامه:
نکته اول:
توی سایتهای خبری خوندم که مهنازافشار و رز رضوی(همسر جدید محمدرضاشریفی نیا) از طرف دولت، مشرف شدند حج عمره.
(فیلسوفی می گفت زمانی که در سیاست خبری را تکذیب کردند آن خبر حقیقت دارد) البته این تشرف به لطف مرد جالب سیاست ایران جناب استاد اعظم اسفندیارخان رحیم مشایی عزیز و بزرگوار بوده است که از طرف حاجیه خانم مهنازافشار، این لطف اسفندیارخان تکذیب(!!!!!) شده....!!!!!
کاری ندارم توی مسجدالنبی بین اونها و مردم چه حرفهایی ردوبدل شده ولی به عنوان یه کسی که داره مالیات میده، به سهم خودم راضی نیستم با مالیات من و خانوادم امثال رز رضوی را بفرستند حج عمره.من که راضی نیستم...
نکته دوم:
شما بگید من چیکار کنم؟
حقوقم را که خیلی خیلی دیر میدند ، واسه نصف روز مرخصی هم باید یک ساعت توضیح و شرح داشته باشم تا بهم مرخصی بدند....
تازه اگه بدند...!!!!
نکته سوم:
یه چیزی می خواستم بگم یادم رفت...نوک زبونم بودااااا.......
نکته چهارم:
اگه شما جای من بودید با ده میلیون چه ماشینی میخریدید؟؟؟؟ البته هنوز نه به داره نه به باره......
پاورقی نامه:
آقا مهدی، فقط میتونم بابت بدقولی که کردم بگم شرمنده ام...
دخترک کبریت فروش
برگشت , چه بزرگ شده بود ...
نگاهی انداخت..... تنم لرزید....
.
.
.
.
پارادوکس!!
به این دو ضرب المثل معروف توجه
کنید:
سکوت نشانه رضایت است!
جواب ابلهان خاموشیست!
حالا به نظر شما سکوت نشانه چیست؟؟
(....
کی گفتمت که خشتِ سرا از طلا مکن؟
گفتم سرای خلق، چو ویرانه ها مکن
کی گفتمت مرو تو به سوی مراد خویش؟
گفتم که له مراد کسی زیر پا مکن
کی گفتمت که دور ز عیش و سرورباش؟
گفتم سرور و عیش کسی را عزا مکن
کی گفتمت که نام خدا بر زبان مبر؟
گفتم جفا به خلق به نا م خدا مکن
....)
به تو عادت دارم، مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت
و تو هر لحظه که از من دوری، من به
ویرانگری فاصله می اندیشم
یوسف حضرت زهرا، مهدی......
در کتاب احساس، واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است
تو توانایی آنرا داری، که به این فاجعه پایان بخشی....
همیشه چهره ی او روبروی من است.در هیاهو، در سکوت، در سجود، در رکوع، در قنوت...
گاهی فراموش می کنم که هوشیارم یا ....
آنقدر خاطرش برایم عزیز است که هنگام فکر کردن به او، ذهنم را غرق امواج متلاطم اقیانوس افکارم میکند.
شاید دلیل نبودنش، اشتباهات من است.
شاید دلیل نداشتنش، نخواستن اوست.
شاید اصلاً تنها نباشد.
شاید من احساسی غلط دارم و این منم که تنهایم.
شاید غرورم اجازه نمی دهد که باور کنم تنهایم...
دارم نوایی می شنوم، دارد با افکارم بازی میکند...!!! گلبانگ اذان است...
و در انتها یک سوال:
من به او فکر می کنم، آیا روزی او به من فکر خواهد کرد؟